|
♥•.¸¸.•♥فراتر از تنهایی♥•.¸¸.•♥
جمعه 18 شهریور 1390 :: نویسنده : ارسلان**سمانه
روزهایی که بی تو میگذرد گر چه با یاد توست ثانیه هایش اما دلم باز میکشد فریاد در کنار تو میگذشت ای کاش!! سخت است نبودنت را برای دلم هجی می کنم . . .
از لحظه های تشویشش برهنه می کنم من این روزها دوستت میدارم همیشه
نوع مطلب : دل نوشته هایم، برچسب ها : پنجشنبه 27 مرداد 1390 :: نویسنده : ارسلان**سمانه
زلیخا بر بلندای قصه رفت و گفت رونق این قصه همه از من است است .از قصه پایین بیا ، که این قصه اگر زیباست ، نه به خاطر تو ، که زیبایی همه از یوسف است .
قصه گفت : نامت را به خطا برده اند ، که تو عشق نمی دانی. *** پیرهن پاره می شود از پشت . اما زلیخایی باید، تا یوسف ، زندان را بر او برگزیند.و
خدا گفت: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من. ماجرایی که باید بسازیش.
شیطان گفت: تنها یک اتفاق است. بنشین تا بیفتد. آنان که حرف شیطان را باور کردند، نشستند و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد مجنون اما بلند شد، رفت تا لیلی بسازد
خدا گفت: لیلی درد است. درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن.
خوش. خدا گفت: لیلی، رفتن است. عبور است و رد شدن. شیطان گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود.
خدا گفت:لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.
و تملک. خدا گفت: لیلی سخت است. دیر است و دور از دست. شیطان گفت: ساده است. همین جایی و دم دست. و دنیا پر شد از لیلی های زود، لیلی های ساده و اینجایی لیلی های نزدیک لحظه ای خدا گفت: لیلی زندگیست زیستنی از نوعی دیگر لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود مجنون، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد ....
نوع مطلب : برچسب ها : یکشنبه 26 تیر 1390 :: نویسنده : ارسلان**سمانه
بدون تو کجا برم ، کنار کی بشینم
دارم دق می کنم ، تحمل ندارم
بدون تو کجا برم ، کنار کی بشینم
تو که نیستی همش آرزو می کنم بمیرم
نوع مطلب : برچسب ها : چهارشنبه 15 تیر 1390 :: نویسنده : ارسلان**سمانه
زیر حرفام میزنم، نشد فراموشت کنم ![]() نوع مطلب : برچسب ها : چهارشنبه 25 خرداد 1390 :: نویسنده : ارسلان**سمانه
همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو نیستی همه میگن که دوباره دل تنگمو شکستی چه جوری دلت می اومد منو اینجوری ببینی با ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببینی همه گفتن که تو رفتی ولی گفتم که دروغه همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم همه حرفاشون دروغه تا ابد اینجا میمونم بی تو و اسمت عزیزم اینجا خیلی سوت و کوره ولی خوب عیبی نداره دل من خیلی صبوره همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو نیستی همه میگن که دوباره دل تنگمو شکستی چه جوری دلت می اومد منو اینجوری ببینی با ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببینی همه گفتن که که تو رفتی ولی گفتم که دروغه همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم همه حرفاشون دروغه تا ابد اینجا میمونم بی تو و اسمت عزیزم اینجا خیلی سوت و کوره ولی خوب عیبی نداره دل من خیلی صبوره همه میگن که تو نیستی همه میگن که تو مردی همه میگن که تنت رو به فرشته ها سپردی... دروغه
نوع مطلب : برچسب ها : |
درباره وبلاگ ![]() دیروز اومده بود دیدنم،با یه شاخه گل سرخ و همون لبخندی كه همیشه آرزوش رو داشتن گریه كرد و گفت دلش برام تنگ شده،ولی من فقط نگاش كردم،وقتی رفت سنگ قبرم از اشكاش خیس شده بود... love..............S love.................S love......................S love...........................S love................................S love..................................S love....................................S love.....................................S love.....................................S love....................................S love..................................S love................................S love..............................S love..........................S love.......................S love...................S love................S love...........S love.......S love.....S love..S love.S love S.... مدیر وبلاگ : ارسلان**سمانه مطالب اخیر موضوعات آرشیو وبلاگ پیوندها نویسندگان آمار وبلاگ کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|